صائن الدين على بن تركه
133
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
كه در عقب رودهها و طرفين ستون مهرهها قرار دارند و خونى را كه دريافت مىكنند تصفيه كرده مواد زايد آن را به صورت ادرار به سمت مثانه مىرانند . « دريايى در آن حوالى » رمز مثانه واقع شده است . ص 55 ، س 10 - 11 : شهرستان زير كه مستقر يكى از ملوك طبيعت است : بيضهها محل يكى از قواى دوگانهء طبيعى به شمار مىرفت ؛ قوهء ديگر در كبد جاى داشت ( نگاه كنيد به تعليقات ص 49 ، س 6 ) . ص 55 ، س 24 : استحصال مملكتى ديگر : تداوم نسل و به وجود آوردن انسانى ديگر است . ص 56 ، س 4 : و لا تك باللّاهى . . . : با روىگردانى ترككنندهء لهو و بازى مباش كه شوخى بودن آلات لهو عين جدّيّت شخص جدّى است . شعر از ابن فارض است . ص 56 ، س 8 - 9 : هر لحظه به منزلى و هر دم جايى : در اشعار مولانا دو رباعى وجود دارد كه مصراع آخرشان چنين است : 1 ) جانم دارد ز عشق جانافزايى * از سوداها لطيفتر سودايى وز شهر تنم چو لوليان آوارهست * هر روز به منزلى و هر شب جايى 2 ) مائيم درين زمان زمينپيمايى * بگذاشته هر شهر به شهر آرايى چون كشتى ياوه گشته در دريايى * هر روز به منزلى و هر شب جايى نسخه بدلهاى I و B مطابق با ضبط شعر مولانا در كليات شمس ، تصحيح فروزانفر ، است . ص 56 ، س 17 : و نحن أناس . . . : ما مردمى هستيم كه از خويها شكيبايى را رداى خود مىسازيم و گاهى خشم مىگيريم تا نيزهها را [ از خون ] سيراب كنيم . ص 56 ، س 20 - 21 : وَ قاتِلُوهُمْ * . . . : با آنها كارزار كنيد تا فتنهاى باقى نماند و همگى دين از آن خدا باشد ( الأنفال 8 / 39 ) . ص 57 ، س 8 - 11 : ز حلقههاى زره . . . : شعر از قصايد كمال الدين اسماعيل است . ص 57 ، س 16 : شست كرشمه چو . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 64 است . ص 57 ، س 18 : ركب : چون با عراق و حجاز قرين شده ايهام به ركب موسيقى هم دارد كه شعبهء شانزدهم از شعب بيست و چهارگانهء موسيقى است و آن سه نغمه است بر ترتيب معين . و اهل عمل گويند آن چهارگاهى است محط بر دوگاه كه از طرفين به چند